تجربه موفق

مقالک هایی درباره بهره وری، مدیریت زمان، خلاقیت، سخنوری و پیشرفت های فردی

تجربه موفق

مقالک هایی درباره بهره وری، مدیریت زمان، خلاقیت، سخنوری و پیشرفت های فردی

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «موفقیت :: چهره های موفق» ثبت شده است

طی یکی، دو روز گذشته، یک ایرانی کاردرست درگذشت؛ به نام سردار محمد ناظری. چه کاره بود؟ فرمانده نیروهای ویژه نیروی دریایی سپاه. احتمالاً او را در مسابقات فرمانده شبکه افق هم دیده اید. چرا همیشه از استقامت و درس های کماندوهای خارجی بنویسیم؟ این بار یکی از مصاحبه های اخیر او را زیر و رو کرده ایم و گفته هایی از او را نقل کرده ایم؛ که می تواند برای رهروان موفقیت بسیار مفید باشد. یادتان باشد برایان تریسی هم با استفاده از همین اصول نظامی، کتابی درباره موفقیت نوشته است. این بار، این درس ها را از یک هموطن می گیریم. او در این گفته ها، از دلایل موفقیت نیروهای ویژه و سایر خصوصیات آنها گفته است.


ادامه این مطلب خواندنی را، می توانید اینجا ببینید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۳:۰۳
عیسی محمدی

بالاخره پرسپولیس هم استقلال را برد؛ در زیباترین دربی سال های اخیر، با شش گل از دو تیم. به این می گویند یک فوتبال ناب. با این که قدیم ها استقلالی بودم و الان برایم فرقی نمی کند کدام تیم ببرد و ببازد، ولی ده دقیقه که بازی را نگاه کردم، دیدم این استقلال، از پس این پرسپولیس به قول همکارم هار، بر نخواهد آمد. واقعاً شبیه مغول ها بازی می کردند.


مصاحبه ای می خواندم از پروفسور برانکو. ایده های موفقیتی جالبی از یک مربی خوب در آنها بود. با هم، مرورشان می کنیم:


•    اصل کار ما براین اساس بود که با کار فراوان نتیجه بگیریم با کار و کار و کار و البته تحلیل و ارزیابی توانایی بازیکنانم.
•    تنها شعبده و جادوی ما کار بود و کار و تمرین.
•   بازیکن نباید فکر کند موقعیتی که در باشگاه دارد همیشگی است و با یک بازی خوب در یک فصل جای خودش را تا آخر عمر ورزشی‌اش در پرسپولیس حفظ می‌کند. ما مدام روی این مسئله تأکید داریم.
•    در ورزش حرفه‌ای روابط کاملاً شفاف و تعریف شده است. وظایف و مسئولیت مربی و بازیکن کاملاً مشخص است. آن چیزی که من از بازیکنان می‌خواهم یک ارتباط و حضور حرفه‌ای در کار است با وظایفی مشخص و اینجا دیگر دموکراسی و من بمیرم تو بمیری وجود ندارد. من از بازیکن نمی‌خواهم از بالای برج میلاد به پایین بپرد. از آنها می‌خواهم خودشان را برای تمرین آماده کنند و تمرین هسته مرکزی زندگی آنها باشد و تمام کارهای زندگی خود را با تمرین هماهنگ کنند، برای تمرین استراحت کنند، به موقع بخورند به موقع در تمرین حاضر شوند و قبل از حضور در تمرین آمادگی کامل داشته باشند و همه مسائل دیگر را باید بگذارند بعد از تمرین. بازیکن باید تمام کارهای روزمره زندگی‌اش را با تمرینش هماهنگ کند.
•    این را بازیکن باید بفهمد که فوتبال خیلی سخت و خسته‌کننده است و رژیم و کاری و خاص خودش را می‌طلبد و به همین خاطر معتقدم بازیکنان باید به این مسئله برسند و طبیعی است عصبانی می‌شوم وقتی این کار را انجام ندهند؛ چرا که دلیلی نمی‌بینم آنطور که می‌خواهم نباشند و به آنچه گفتم نرسند.
•    بازیکن باید درک کند این تمرین و این فشار برای خود اوست و اگر نفهمد که در این راستا باید حداکثر توان خود را بگذارد، ‌تأثیر تمرین به حداقل می‌رسد. آنها در واقع باید درک کنند که از این فشار خود آنها نفع می‌برند که اگر بفهمند، بهتر و با کیفیت‌تر و راحت‌تر می‌توانند بازی کنند و همین باعث پیشرفت آنها می‌شود.
•    همیشه می‌شود بهتر بود و همین که به موقعیت موجود راضی بشوید، ‌کارتان تمام است و افت شروع می‌شود و این چیزی نیست که نه ما بخواهیم و نه هوادار پرسپولیس.
•    اساس و فلسفه ما کار است. کار زیاد و تنها کار و تلاش است که در دراز مدت نتیجه می‌دهد. درست است شانس فاکتور مهمی است، اما اگر خودمان به خودمان نخواهیم کمک کنیم، ‌خدا هم به ما کمک نمی‌کند. اول باید خودمان کمک کنیم به خودمان تا خدا هم از ما راضی باشد و کمکمان کند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۵۱
عیسی محمدی

امروز بار دیگر، ماجرای آرش کمانگیر را مرور کردم: مردی که در راه میهنش، با همه تاب و توانی که داشت، کمان را کشید تا تیری که پرتاب می کند، معین کننده مرز ایران باشد. در واقع رهبران توران زمین، آرش کمانگیر را که یک سفیر و فرستاده بوده، برای تحقیر ایرانیان انتخاب کردند تا برود آن بالا و یک تیر همین جوری بیندازد تا چند صد متر آن طرفتر، مرز ایران باشد و این چنین، هم سرزمین های بیشتری را اشغال کنند؛ هم ایرانیان را تحقیر. حتی خود ایرانیان هم از این که آرش کمانگیر، این وظیفه را بر عهده گرفته بود، او را شماتت می کردند. اما وی، با تمام توان و ظرفیت روانی و جسمی اش، زه کمان را کشید، تیر را پرتاب کرد و بعد از پرتاب تیر، به چند تکه تقسیم شد و تکه هایش، به جاهای مختلف ایران زمین پراکنده شدند.

واقعاً داستان فوق العاده ای است.

... و اما امروز نیز، هر کدام ما و شما، می توانیم یک آرش کمانگیر دیگری باشیم؛ در هر حوزه ای و تخصصی که داریم. می توانیم با همه ظرفیت وجودی و روانی و جسمی، کارمان را به بهترین نحو ممکن انجام بدهیم. چرا؟ چون که ایران را، فقط ایرانی ها می توانند ساخت؛ و این، جدا از ناسیونالیسم افراطی و خودبرتربینی های متفرعنانه برخی از هم میهنان ماست. ما نیز، میهن خویشتن را، چون پدر و مادر و برادر و دوست خویشتن، دوست می داریم؛ چرا که در این جا زاده شده ایم. پس برای سربلندی و موفقیتش، همچون آرش کمانگیر،

-          با همه ظرفیت روانی و جسمی مان، برای موفقیت خود و کشورمان تلاش کنیم.

-          هر کدام ما، یک آرش کمانگیر می توانیم باشیم؛ حتی اگر دیگرانی، انتقادمان کنند.

-          هر کدام ما، می توانیم افتخار این مرز و بوم باشیم.

برای من که آرش کمانگیر، نماد تمام عیار کار جهادی برای ساخت ایران آباد است؛ شما را نمی دانم.  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۰۴
عیسی محمدی

توی اینترنت می گردم که جمله هایی ناب، از کتاب عباس دست طلا پیدا کنم. چیزی گیرم نمی آید. عباس دست طلا، مردی است که در جنگ بوده، تعمیرکار بوده، توی خراسان گاراژ و بروبیا داشته و حالا بعد سالها، دارد قصه اش را برای من و شما تعریف می کند. کتابش هم مورد لطف رهبری قرار گرفته و کلی تیراژ خورده.

از جستجوهای اینترنتی خودم، این چند تا چیز را درباره اش گیر می آورم؛ باقی مطلب و مطلب کامل، بماند برای وقتی که کتابش را کامل بخوانم.

-          نویسنده، از عباس دست طلا می پرسد که شما فکر شهادت نبودی، وقتی که رفتی جنگ؟ جوابش خیلی جالب است «ای خانوم... آنقدر سرم شلوغ بود که وقت نمی کردم به شهادت فکر کنم... می خواستم همیشه زنده بمانم تا بتوانم چرخ ماشین رزمنده ها را بچرخانم.» نویسنده طی مصاحبه ای، اشاره می کند که تا به حال، کتاب های زیادی درباره دفاع مقدس و آدمهایش نوشته، ولی این جمله را که شنیده، اصلاً یک هفته آچمز بوده و مدام به این جمله فکر می کرده.

-          در جایی دیگر، منتقدی دیگر، نوشته که اهمیت کار عباس دست طلا و گروهش، در دو تا چیز است:

·         اول اینکه، سرعت در تعمیر دارند.

·         دوم اینکه، توقف ناپذیرند.

برای آنها نبود امکانات و ابزار، بدقلقی یک مقام مسئول و این جور چیزها، هیچ مانعی ایجاد نمی کند؛ برای آنها اصل و اساس، راه انداختن کار است، تعمیر چرخ ماشین رزمنده ها.

 

به نقل از سایت رهبری، این قسمت را هم درباره اش می نویسم:

«یک بار گزارشگری از تلویزیون می‌رود به تعمیرگاه پشتیبانی تا با حاج عباس گفت‌وگو کند و از راز شهرتش در جبهه جویا شود.

 

(از متن کتاب)

گزارشگر با تعجب می‌گوید:

- این‌طور که شما تعریف کردید، کار چندان مهمی نیست؛ در حالی که به نظر ما دارید کار مشقت‌باری را انجام می‌دهید!

لبخند می‌زنم:

- بله به حرف ساده است. بیایید از تعمیرگاه بیرون تا کارهایی را که در طول ۱۰ روز قبل انجام داده‌ایم و آماده‌ حرکت برای جبهه است را نشان‌تان بدهم.

۴۰ تا ماشینی را که درست کرده‌ایم و پشت سر هم گذاشته‌ایم تا راننده‌ها بیایند و آن‌ها را ببرند، نشان‌شان می‌دهم:

- این هم کار شبانه‌روزی ما در عرض ۱۰ روز!

می‌پرسد:

- اگر قرار بود این ۴۰ تا ماشین را در تهران انجام دهید، چقدر وقت‌تان را می‌گرفت؟

پاسخ می‌دهم:

- شش ماه؛ اما این‌جا با تهران فرق دارد. باید شلاقی کار کرد. (صفحه‌ی ۲۰۸)»

 

فکر می کنم که کتاب این بنده خدا، نمونه خوبی برای کار ایرانی باشد؛ یک چیزی شبیه «سنگفرش هر خیابان از طلاست» نوشته کیم وو چونگ بنیانگذار دوو و امثالهم. باور نمی کنید؟ بعدها به شما ثابت خواهم کرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۱۱
عیسی محمدی

وقتی که حرف از موفقیت به میان می آید، همه سراغ چهره های خارجی می روند. اما من در همین جا، کسی را می شناسم که اسطوره موفقیت من است؛ غلامحسین افشردی، معروف به سردار حسن باقری. مهم نیست که بشناسیدش یا نه؛ مهم این است که اگر این آدم نبود، معلوم نبود سر مملکت ما چه بلایی می آمد؛ مردی که به قول خودش، با خلوص و سعی و تلاش، به شهادت رسید؛ از صفر شروع کرد و شد، یکی از درخشان ترین و به تعبیر خود من، درخشان ترین چهره جنگ.

 

هر از چندی خاطرات این چهره را مرور می کنم و جانی تازه می گیرم؛ واقعاً که برای خودش اعجوبه ای است؛ اصلاً از صد تا بیل گیتس و استیو جابز و ... فراتر است. یک چیز دیگری است این بشر. کتاب صد خاطره از سردار باقری اثر روایت فتح را بگیرید و بخوانید تا ببینید کار کردن و موفق شدن یعنی چه.

 

چند تا خاطره اش را با هم مرور می کنیم تا بفهمید دارم چه می گویم:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۴۸
عیسی محمدی

در طول دو سال و نیم گذشته ما با 65 کارآفرین ثروتمند مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها را در مورد رازهای موفقیت جویا شدیم. نتایج این گفتگوها درخشان بود و نکات زیادی را دربر داشت.

 

صحبت‌های آن‌ها الگوی ذهنی ما از موفقیت در تجارت را تغییر خواهد داد.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، در طول دو سال و نیم گذشته ما با 65 کارآفرین میلیونر مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها را در مورد رازهای موفقیت جویا شدیم. نتایج این گفتگوها درخشان بود و نکات زیادی را دربر داشت. صحبت‌های آن‌ها الگوی ذهنی ما از موفقیت در تجارت را تغییر خواهد داد.

 

 شاید با نگاه به افراد موفق با خودمان فکر کنیم که چرا ما نتوانسته‌ایم به آنجا برسیم. گاهی اوقات نیز پیش می‌آید که مستقیم از آن‌ها بپرسیم راز موفقیتشان در چه بوده که تا این حد ثروتمند هستند.

 

حال یک مشکل نیز وجود دارد و آن سلیقه‌ای بودن توصیه آن‌ها است، اما این مشکل راه حلی هم دارد! اگر جامعه آماری بیشتر شود، دیگر سلیقه‌ای بودن معنایی ندارد. بنابراین با اطمینان این هفت مورد را بخوانید و سعی کنید آن‌ها را در زندگی خود پیاده کنید.

 

1. هرگز فکر نکنید که شما بیشتر از کارکنانتان می‌دانید!

 

وقتی در مورد رئیسی قدرتمند فکر می‌کنیم، شاید افرادی چون دونالد ترامپ به ذهنمان خطور کند؛ فارغ از فعالیت‌های سیاسی اخیر، او در کارش موفق بوده و احتمالا به کارمندانش نیز بها نمی‌داده است. اما همیشه هم اینطور نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۱۸:۵۹
عیسی محمدی

مسی

بله، و البته لیونل مسی، فوق ستاره آرژانتینی، برای بار پنجم نیز، توانست توپ طلا را به دست بیاورد. برنامه مورد نظر هم برگزار شد و برگزیدگان فوتبال جهان، جوایز خود را دریافت کردند. فقط می ماند چند تا نکته که گفتنش، خالی از لطف نیست برای دوستداران موفقیت:

 

-          آدمی که فوق ستاره باشد، همه چیز به سمت و سوی او جاری و ساری خواهد شد. به جای پول در آوردن در رشته خودتان، سعی کنید فوق ستاره رشته خودتان بشوید. در این صورت، پول و ... هم به سمت شما خواهد آمد؛ در این، شک نباید کرد.

-          وندل لیرا مهاجم برزیلی تیم اتلتیکو گویانسیای برزیل است. شرط می بندم اسم او را هم تا به حال نشنیده اید. اما او، به واسطه زیباترین گلی که در سال گذشته میلادی زد، به این مراسم آمد و جایزه گرفت. خودش هم کلی کیف کرده بود. یادمان باشد که هر کجایی که هستیم، اگر بهترین عملکرد را داشته باشیم، شانس به ما رو خواهد کرد. می گویید نه؟ نگاهی به لیرا بیندازید.

·         کریس رونالدو در این مراسم، البته فکر کنم در کنفرانس خبری بعد از آن، گفت که: «توپ طلا جایزه‌ای خاص است. شما در طول سال سخت تلاش می‌کنید تا به چیزهای بزرگی دست پیدا کنید، نه فقط جام‌های تیمی بلکه افتخارات انفرادی. توپ طلا جایزه‌ای زیباست و ما یک بار دیگر برای کسب این جایزه نامزد شده‌ایم. این هشتمین باری است که من اینجا حضور پیدا می‌کنم و خوشحالم که یک سال دیگر فرصت حضور در این مراسم را پیدا کرده‌ام. توپ طلا، جایزه‌ای بی‌نظیر و فوق‌العاده است. واژگان مورد علاقه من، تعهد و سختکوشی هستند. شما باید در کارتان جدی باشید. اینکه هشت سال است در این مراسم حضور دارم اتفاقی نیست. همه ما استعداد داریم، اما استعداد بدون تلاش هیچ چیز نیست. من عاشق فوتبال بازی کردن و شکستن رکوردها هستم.» وای خدای بزرگ! فکرش را بکنید که رونالدوی بزرگ چنین حرف هایی بزند! اصلاً انگار که روح آنتونی رابینز، حلول کرده باشد در کریس رونالدو... از تعهد و سختکوشی دست بر ندارید؛ اگر استعداد خدادادی هم داشته باشید، تمرین را نباید از یاد برد.


منبع: وبلاگ تجربه موفق

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۴ ، ۱۶:۰۹
عیسی محمدی

«...یه روز به این فکر کردم که من سه راه دارم؛ اول اینکه بی‌خیال کار بشم و دنبال یه کار جدید باشم که با سوادی که من داشتم کار بهتری نمی‌تونستم پیدا کنم. دوم اینکه با نفرت کار کنم و از زمین و زمان شاکی باشم. سوم اینکه قبول کنم کارم خیلی مناسب نیست ولی باهاش بسازم و با عشق کار کنم. من راه سوم را انتخاب کردم».

این حرف ها را کاظم عقلمند می گوید. اما این آقای کاظم عقلمند کی باشند؟ روزنامه همشهری، اسمش را گذاشته  معروفترین آبدارچی ایران.

اگر می خواهید او را بهتر بشناسید، به اینجا بروید.

البته قبلتر از این که روزنامه همشهری گزارش مرتبط با این آبدارچی را منتشر کند، یکی از بچه ها درباره اش گفته بود و لینکش را برایم فرستاده بود؛ می توانید به اینجا بروید.

وقتی که این مطلب را خواندم، بار دیگر به این ایده رسیدم که مهم، موقعیت و کار یک آدمی نیست، مهم خود آدمی است که با کیفیت ها و تفاوت هایی که ایجاد می کند، می تواند نامی نیک از خودش به جا بگذارد.

کاظم عقلمند، حالا شهرتی به هم زده است و خیلی ها او را می شناسند؛ تا جایی که پرتیراژترین روزنامه این مملکت، یک صفحه اش را به او اختصاص می دهد و فردا هم لابد، شبکه های تلویزیونی هم مدام نشانش خواهند داد.

او، راه سوم را انتخاب کرد؛ تصمیم گرفت که شغلش را دوست داشته باشد و با آن عشق کند. حالا، او مشهورتر از خیلی های دیگر است؛ از خیلی های دیگری که می توانند بازیگران درجه دو و سه، گویندگان رادیو، استادان دانشگاه، نمایندگان مجلس و ... باشند. کی فکرش را می کرد که ما به روزگاری برسیم که یک آبدارچی، صرفاً با تمسک به ابزارهای دنیای نوین، بتواند به چنین جایگاهی برسد؟

در هر شغلی که هستید، باید ارزشی ایجاد کنید؛ مکانیکی، خواربارفروشی، آبمیوه گیری، حتی رفتگری و ... . هیچ کدام اینها مهم نیستند، مهم آن آدمی است که دارد این کارها را انجام می دهد و درونیات و کیفیت درونی او.

خواهشاً اینقدر غر نزنید؛ خواهشاً کمی با زندگی تان عشق کنید، با کارتان  صفا کنید و بدانید که ما در موقعیتی هستیم که با استفاده از اینترنت و ارتباطات آنلاین، می توانیم کارهای خیلی عجیب و غریبی در حوزه خودمان انجام دهیم.

اگر می گویید نه، به کاظم عقلمند نگاه کنید؛ عقلمندها حجت های امروزین ما برای رسیدن به موفقیت و شهرت و ... هستند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۱
عیسی محمدی

این مصاحبه را سال ها پیش برای موفقیت گرفته بودم. ناصر قدیر کاشانی، البته امروز بسیار موفق تر بوده و شده است. مدیرعامل و موسس شرکت خدمات اول تی اس تی. در کار خودش نامبروان است. هر از چندی، بر می گردم و این مصاحبه را می خوانم؛ برای انگیزه ام خوب است. شما هم بخوانید؛ انگیزه می دهد به تو.

***

روتیتر: کارآفرین شناخته شده و موفق ایرانی، از تجربه های ناب خود در بازار کسب و کار می گوید

تیتر: عاشق تفاوت ها هستم؛ چون ارزش آفرین اند

 

این جوان 29 ساله (همان طور که عرض کردم، الان باید سی و پنج شش سالی داشته باشد)، تکلیفش را به شدت با خودش روشن کرده و می داند که دارد به کجا می رود. به سئوالات ما، کوتاه و روشن و مشخص، و البته محکم جواب می دهد و به تفاوت هایش با دیگران، عشق می ورزد. این کارآفرین موفق، تفاوت را ارزش می داند و نزدیک ترین راه رسیدن به موفقیت های بزرگ و باارزش.  

از چه کسی صحبت می کنیم؟ از ناصر قدیر کاشانی، مدیرعامل شرکت خدمات اول حرف می زنیم؛ شرکتی که در زمانی کم رشدی بالا داشته و به جایگاه ممتازی در دنیای کسب و کار ایران رسیده است.  این شرکت، ماهیت خود و فعالیت هایش را چنین معرفی می کند، "هولدینگ خدمات اول در قالب مجموعه ای پیشرو، علمی و کارآفرین در بیست و دوم بهمن ماه 1388 گشایش یافت و در همین مدت کوتاه، با کسب رضایت مندی 98 درصد در بیش از سه میلیون تماس و جذب 117 هزار مشتری، رکورد تازه ای را در ارائه خدمات در کشور به جای گذاشت". گفتگوی خواندنی موفقیت، با این چهره جوان و قدرتمند دنیای کسب و کار را از دست ندهید؛ شاید برکتی برای خواننده اش داشته باشد، از همان برکت هایی که او، به آن سخت اعتقاد دارد.

***

·         پنج شنبه، بعدازظهر، شما و محل کار؟ معمولا بیشتر مردم این موقع، می روند تفریح و گردش و استراحت و رسیدگی به خانواده، شما توی محل کارتان چه می کنید؟

تفریح ما اینجا است.

·         چرا؟

تفریح ما، کار ما است. جمعه ها، و حتی روزهای تعطیلات نوروز و تحویل سال هم اینجا بودیم. الان فعلا وقت تفریح نیست.

·         یعنی وقتی بازنشسته مالی شدید، به تفریح تان خواهید رسید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۵:۲۰
عیسی محمدی

باب آشنائیتی هم با بر و بچه های سایت 12ceo.ir  باز شد. این هم اولین مقاله ای که برای دوستان نوشتم؛ درباره علت های موفقیت پدیده ای به نام عادل فردوسی پور. مقاله چاپ شده در این سایت را هم می توانید اینجا ببینید.


چرا مجری برنامه نود، این همه موفق شده است و ما، این همه موفق نیستیم؟

6راز بزرگ موفقیت به سبک عادل فردوسی پور

 

برنامه خندوانه هم تمام شد تا ان شاء الله بعد از محرم و صفر، سری جدیدش آغاز شود. یکی از بهترین برنامه های آخر خندوانه، حضور عادل فردوسی پور، موفق ترین چهره تلویزیون ایران در این برنامه بود. البته انتظار داشتیم که همه حرف ها، فوتبالی و تلویزیونی و ... باشد، اما یک اتفاق خیلی جالب افتاد: این برنامه، موفقیتی از آب در آمد. رامبد جوان، از فردوسی پور، درباره موفقیت بی بدیلش پرسید و این که چطور به اینجا رسیده. عادل فردوسی پور هم، هر چه را که می دانست، در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم بیننده ها کرد. این برنامه، جزو انگیزشی ترین برنامه های صدا و سیما در حوزه موفقیت بود. با توجه به این برنامه و شناختی که از این مجری کارشناس معروف تلویزیون داریم، نگاهی به علل موفقیت او می اندازیم. شاید شما هم، با توجه و تمرکز روی این قاعده ها، عادل فردوسی پور بعدی در حرفه خودتان باشید. باور کنید چندان دور و دیر نیست؛ فقط باید هزینه اش را بپردازید.

***

-          غرق در کار و علاقه تان بشوید

این را، میثاقی، یکی دیگر از مجریان تلویزیونی می گوید که فردوسی پور، حتی وقتی که به دعوت یکی از کارگردانان سینمای ایران، برای تماشای فیلمش به سینما رفته بود، باز هم در حال چک کردن موبایلش و تماشای بازی فوتبال دو تا از تیم های لیگ برتری بود. خود فردوسی پور هم اشاره می کند که حتی خواب هایش هم فوتبالی است و اگر وارد اتاق کارش شوید، مشاهده می کنید که در آن واحد، از طریق دو نمایشگر و یک رادیو، در حال دنبال کردن رقابت های لیگ برتر است. فوتبال برای او، علاقه و حرفه و زندگی اش شده است، به خاطر همین کسی به پایش نمی رسد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۷:۵۱
عیسی محمدی

این مطلب را، سالها پیش، یعنی وقتی که الکس فرگوسن ربع قرن در منچستر یونایتد مربیگری می کرد، برای مجله موقیت نوشتم؛ برای این یک ربع قرن. او، یک الگوی تمام عیار برای موفقیت است. مرور می کنیم بخشی از گفته های این مربی ممتاز دیروز و البته بازنشسته امروز را.

***

کتابی به فارسی ترجمه شده است درباره وینس لومباردی، بزرگترین مربی تاریخ راگبی جهان با عنوان افسانه لومباردی. در مقدمه این کتاب، اشاره شده که لومباردی، یک مربی و رهبری ورزشی است، اما 26 درسی که در این کتاب مطرح شده، برای تمام راهبران و مدیران تجاری و غیرتجاری جهان کاربرد دارد. حالا این حرف را درباره گفتارها و حرف های فرگوسن نیز می شود مطرح کرد. با هم بخش هایی از این حرف های او را مرور می کنیم؛ باشد که بتوانیم از آنها در کسب و کار و زندگی مان استفاده کنیم.

×

-          برای تبدیل شدن به یک مربی ممتاز، مهمترین نکته مشاهده است. مشاهده یک اصل مهم برای رسیدن به کیفیتی بالاست. شما به عنوان یک مربی و با مشاهده دقیق، آنچه را که می خواهید به دست بیاورید.

-          پشتکار باید داشته باشید. کار در سطح ممتاز کاری آسان نیست. اگر این  خصوصیت را نداشته باشید، بعد از یک شکست نمی توانید سر جلسه تمرین رفته و این بی انگیزگی، به بازیکنان شما نیز منتقل می شود. در کنار آمادگی تکنیکی، شما باید اشتیاق روانی هم به آنها منتقل کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۵
عیسی محمدی

فکر کنم برای چهار سال پیش بود؛ سالگرد تاسیس مجله موفقیت. این مقاله را نوشتم برای این مجله. نمی دانم چاپ شد یا نه. دیدم که خوب است و بد نیست مرور آنها.
***

چهارده گفتار موفقیتی از

چهارده چهره موفق

 

گاهی وقت ها یک گفته، یک حرف یا یک پاراگراف و گزین نوشته یا گزین گویه، می تواند زندگی آدم را عوض کند یا اینکه به باورهای آدم، شکل و رنگ دیگری ببخشد.

در صفحه آخر ویژه نامه ورود به چهاردهمین سال انتشار موفقیت، چهارده چهره قدرتمند و موفق را انتخاب کرده ایم و از این چهارده چهره، چهارده گفته و جمله را نقل کرده ایم تا گاهی وقت ها که یاس و ناامیدی به سراغ تان آمد، نیم نگاهی به آنها بیندازید. این شما و این هم، چهارده گفته و جمله قدرتمند.

 

یک.

شهاب حسینی

همیشه از خودم می پرسم تعریف خوشبختی چیست؟ خوشبختی یک مفهوم است که در قلب و مغز آدم است. خوشبختی هیچ مارکت و بازاری ندارد که تو بروی و حالا ۲ کیلو خوشبختی بخری و خوشبخت شوی یا مثلا کارت آن را داشته باشی. خوشبختی به درون آدم بر می گردد، به آگاهی بر می گردد. به قول حضرت علی (ع) که می گوید  "غنی ترین شما قانع ترین شماست."

 

دو.

عادل فردوسی پور

اولین بار که صدایم از تلویزیون پخش شد، بازی فوتسال جام رمضان بود، سال 1374. این قدر هول شده بودم که سرژیک عیوضی دروازه بان آرارات را عیوضی (Ayuzi) تلفظ کردم. به هر حال حس و حال عجیبی بود، به خصوص برای یک جوان حدودا ۲۰ ساله. اولین اجراهای برنامه نود هم هنوز در ذهنم وجود دارد. خامی، بی تجربگی، عشق، علاقه، تلاش، انگیره، رویاپردازی، جاه طلبی، کمال خواهی، همه این ها در وجودم متبلور شده بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۴ ، ۱۹:۳۹
عیسی محمدی


این مصاحبه را هم، با یکی از بانوان موفق و آوانگارد ایرانی گرفته بودم برای مجله موفقیت؛ سالها پیش چاپ شده است. دکتر فرانک فیضی، جزو اولین های رشته خودش که رشته ای کاملا مردانه است، بوده. خواندن این مصاحبه را به بانوان ایرانی پیشنهاد می کنم. البته، کتابی که در مصاحبه از آن یاد شده، چاپ شده است؛ یک کتاب رمان.

***

اولین خانم عضو هیئت علمی زمین شناسی اقتصادی دانشگاه آزاد، سختی های بسیاری برای رسیدن به موفقیت های امروزش کشیده است

زندگی، مساوی است با مبارزه

 

خب، اولش کمی درباره مصاحبه شونده مان بیشتر بدانیم:

  • 37 ساله، استادیار دانشگاه، تنها بانوی عضو هیئت علمی زمین شناسی اقتصادی دانشگاه آزاد
  • جوانترین عضو هیئت علمی زمین شناسی اقتصادی؛ در سن 25 سالگی
  • کوهنورد و صخره نورد؛ با تجربه فتح سبلان و دماوند
  • شعر هم می سراید
  • دوره طراحی و سیاه قلم و رنگ و روغن هم دیده، گچ بری های هنری را هم انجام می دهد (تلفیقی از گچ بری  و رنگ ریزی که کس دیگری در ساختمان سازی، نمی تواند انجام بدهد)، تراش سنگ های نیمه قیمتی مثل عقیق و ... را هم انجام می دهد، در شکل های تماشایی و ... .

دکتر فرانک فیضی، حالا در خانه ای بزرگ زندگی می کند و کتابخانه و دفتر کاری مجهزی دارد. البته اشاره می کند که علی رغم خانه بزرگ شان، برای رسیدن به موقعیت فعلی اش، با چنگ و دندان مبارزه کرده و این خانه بزرگ، نشانه پولدار بودن شان نیست. دکتر آرین، همسر فیضی، درباره او می گوید:«فردی اصولگرا و مقتدر است که همین ویژگی ها، باعث جذب من به او شد؛ بانویی است که اصول خاص خودش را دارد و همیشه، با قطب نمای این اصول به پیش می رود.» حالا این زوج، دو دکتر موفق این مملکت اند که دارند در رشته زمین شناسی و گرایش های مختلف آن کار می کنند. تازگی ها هم اولین رمان دکتر فیضی، با نام «جفا، سزای من نبود» هم به نشر آسیم سپرده شده تا مجوز بگیرد و چاپ بشود. حرف هایی چنین چهره موفقی، شنیدن دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۴۶
عیسی محمدی