تجربه موفق

مقالک هایی درباره بهره وری، مدیریت زمان، خلاقیت، سخنوری و پیشرفت های فردی

تجربه موفق

مقالک هایی درباره بهره وری، مدیریت زمان، خلاقیت، سخنوری و پیشرفت های فردی

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات

۱۵ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

تا به حال به سدها نگاه کرده اید؟ در برابر جریان های پراکنده آب های سرگردان، یک دیوار عظیم بتنی ایجاد می کنند. آب ها پشت این دیواره عظیم جمع می شود. سپس دریچه ای را، برای خروج این آب ها باز می گذارند؛ در نتیجه آب های پراکنده ای که خاصیتی نداشتند، با قدرتی بسیار جاری شده و کارهای عجیبی از قبیل تولید برق و ... می کنند.

ما نیز روزانه، کارها و گفتارهای به جا و نا به جای بسیاری مرتکب می شویم. چه زیباست و با شکوه که این کارها و گفتارها را، از یک دریچه واحد به نام اراده و کارهای سنجیده و اندیشیده شده، جاری و ساری کنیم. در این صورت، می توانیم کارهای بزرگ بسیاری انجام دهیم.

... این است راه و رسم سود بردن از اراده.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۴ ، ۱۱:۵۷
عیسی محمدی

وقتی که بین اراده و ناخودآگاه ما جنگ می شود، پیروزی مطلق با ناخودآگاه ماست. پس چه باید کرد؟ تقصیری هم نداریم؛ تونی رابینز، می گوید که قدرت انگاره، ده برابر قدرت اراده است؛ یعنی قدرت تخیل و تجسم و ناخودآگاه ما، ده برابر قدرت اراده ماست.

باید که این دو را، هم مسیر کرد. تلقین و تجسم و اراده را، باید هم جهت کرد؛ وگرنه انرژی عظیمی از ما به هدر خواهد رفت و نتیجه هم مشخص خواهد بود؛ اراده خواهد باخت.

تجسم خلاق داشته باشید، تصویرسازی کنید، تخیل داشته باشید، در همان جهتی که می خواهید اراده تان را راه بیندازید؛ آن وقت پیروزی با شما خواهد بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۸
عیسی محمدی

کاری ندارم که دون خوان چیست، کارش درست است یا درست نیست. حرف خوب، حرف خوب است؛ حرف بد، حرف بد؛ گوینده حرف خوب هر کس که می خواهد باشد، و گوینده حرف بد نیز.

این دون خوان، که از شخصیت های سیر و سلوکی سرخپوستی بوده و پیروان زیادی هم داشته و دارد، در توصیه هایی که به کاستاندا می کند، جایی که کاستاندا رفتاری دال بر مسئولیت ناپذیری و سپس گفتارهایی دال بر سلب مسئولیت از خودش می زند، و حتی تصمیم می گیرد قهر کند و دون خوان را ترک گوید، با او از اهمیت مسئولیت پذیری می گوید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۱۸:۱۰
عیسی محمدی

هر از چندی، کتاب هایی را که دارم، می خوانم و برای دل خودم و بهره وری بیشتر خودم، یادداشت هایی بر می دارم. این یادداشت ها هم، متعلق به کتابی از برایان تریسی است. گفتم شاید به درد شما هم بخورد؛

 

-          یک متر یک متر سخت است اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.

-          یکی از بهترین راه های غلبه بر تنبلی، این است که به جای تمرکز بر تصویر کلی و عظیم کار، روی یک جزء کوچک آن تمرکز کنید.

-          با سیستم بشکه به بشکه برایان تریسی جلو برو می توانی صحرای بزرگی چون صحرای آفریقا را عبور کنی، فقط تمرکز کن روی بشکه جلویی که می بینی. این جمله، یک شرحی دارد. برایان اشاره می کند که صحرای بزرگ آفریقا را، صرفا با روش بشکه به بشکه ای که فرانسوی ها هر چند کیلومتر چند کیلومتر گذاشته بودند تا کسی راه را گم نکند، پیموده است. هر بار هم، فقط باید یک بشکه را می دیده است، همین. به همین راحتی، از بزرگترین صحرایی که سال گذشته اش، صدها نفر در آن ناپدید شده بودند را طی کند.

 

خوشبین سه ویژگی دارد که با تمرین می تواند آنها را تبدیل به عادت کند:

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۴ ، ۱۳:۴۴
عیسی محمدی

«...یه روز به این فکر کردم که من سه راه دارم؛ اول اینکه بی‌خیال کار بشم و دنبال یه کار جدید باشم که با سوادی که من داشتم کار بهتری نمی‌تونستم پیدا کنم. دوم اینکه با نفرت کار کنم و از زمین و زمان شاکی باشم. سوم اینکه قبول کنم کارم خیلی مناسب نیست ولی باهاش بسازم و با عشق کار کنم. من راه سوم را انتخاب کردم».

این حرف ها را کاظم عقلمند می گوید. اما این آقای کاظم عقلمند کی باشند؟ روزنامه همشهری، اسمش را گذاشته  معروفترین آبدارچی ایران.

اگر می خواهید او را بهتر بشناسید، به اینجا بروید.

البته قبلتر از این که روزنامه همشهری گزارش مرتبط با این آبدارچی را منتشر کند، یکی از بچه ها درباره اش گفته بود و لینکش را برایم فرستاده بود؛ می توانید به اینجا بروید.

وقتی که این مطلب را خواندم، بار دیگر به این ایده رسیدم که مهم، موقعیت و کار یک آدمی نیست، مهم خود آدمی است که با کیفیت ها و تفاوت هایی که ایجاد می کند، می تواند نامی نیک از خودش به جا بگذارد.

کاظم عقلمند، حالا شهرتی به هم زده است و خیلی ها او را می شناسند؛ تا جایی که پرتیراژترین روزنامه این مملکت، یک صفحه اش را به او اختصاص می دهد و فردا هم لابد، شبکه های تلویزیونی هم مدام نشانش خواهند داد.

او، راه سوم را انتخاب کرد؛ تصمیم گرفت که شغلش را دوست داشته باشد و با آن عشق کند. حالا، او مشهورتر از خیلی های دیگر است؛ از خیلی های دیگری که می توانند بازیگران درجه دو و سه، گویندگان رادیو، استادان دانشگاه، نمایندگان مجلس و ... باشند. کی فکرش را می کرد که ما به روزگاری برسیم که یک آبدارچی، صرفاً با تمسک به ابزارهای دنیای نوین، بتواند به چنین جایگاهی برسد؟

در هر شغلی که هستید، باید ارزشی ایجاد کنید؛ مکانیکی، خواربارفروشی، آبمیوه گیری، حتی رفتگری و ... . هیچ کدام اینها مهم نیستند، مهم آن آدمی است که دارد این کارها را انجام می دهد و درونیات و کیفیت درونی او.

خواهشاً اینقدر غر نزنید؛ خواهشاً کمی با زندگی تان عشق کنید، با کارتان  صفا کنید و بدانید که ما در موقعیتی هستیم که با استفاده از اینترنت و ارتباطات آنلاین، می توانیم کارهای خیلی عجیب و غریبی در حوزه خودمان انجام دهیم.

اگر می گویید نه، به کاظم عقلمند نگاه کنید؛ عقلمندها حجت های امروزین ما برای رسیدن به موفقیت و شهرت و ... هستند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۱
عیسی محمدی

این مصاحبه را سال ها پیش برای موفقیت گرفته بودم. ناصر قدیر کاشانی، البته امروز بسیار موفق تر بوده و شده است. مدیرعامل و موسس شرکت خدمات اول تی اس تی. در کار خودش نامبروان است. هر از چندی، بر می گردم و این مصاحبه را می خوانم؛ برای انگیزه ام خوب است. شما هم بخوانید؛ انگیزه می دهد به تو.

***

روتیتر: کارآفرین شناخته شده و موفق ایرانی، از تجربه های ناب خود در بازار کسب و کار می گوید

تیتر: عاشق تفاوت ها هستم؛ چون ارزش آفرین اند

 

این جوان 29 ساله (همان طور که عرض کردم، الان باید سی و پنج شش سالی داشته باشد)، تکلیفش را به شدت با خودش روشن کرده و می داند که دارد به کجا می رود. به سئوالات ما، کوتاه و روشن و مشخص، و البته محکم جواب می دهد و به تفاوت هایش با دیگران، عشق می ورزد. این کارآفرین موفق، تفاوت را ارزش می داند و نزدیک ترین راه رسیدن به موفقیت های بزرگ و باارزش.  

از چه کسی صحبت می کنیم؟ از ناصر قدیر کاشانی، مدیرعامل شرکت خدمات اول حرف می زنیم؛ شرکتی که در زمانی کم رشدی بالا داشته و به جایگاه ممتازی در دنیای کسب و کار ایران رسیده است.  این شرکت، ماهیت خود و فعالیت هایش را چنین معرفی می کند، "هولدینگ خدمات اول در قالب مجموعه ای پیشرو، علمی و کارآفرین در بیست و دوم بهمن ماه 1388 گشایش یافت و در همین مدت کوتاه، با کسب رضایت مندی 98 درصد در بیش از سه میلیون تماس و جذب 117 هزار مشتری، رکورد تازه ای را در ارائه خدمات در کشور به جای گذاشت". گفتگوی خواندنی موفقیت، با این چهره جوان و قدرتمند دنیای کسب و کار را از دست ندهید؛ شاید برکتی برای خواننده اش داشته باشد، از همان برکت هایی که او، به آن سخت اعتقاد دارد.

***

·         پنج شنبه، بعدازظهر، شما و محل کار؟ معمولا بیشتر مردم این موقع، می روند تفریح و گردش و استراحت و رسیدگی به خانواده، شما توی محل کارتان چه می کنید؟

تفریح ما اینجا است.

·         چرا؟

تفریح ما، کار ما است. جمعه ها، و حتی روزهای تعطیلات نوروز و تحویل سال هم اینجا بودیم. الان فعلا وقت تفریح نیست.

·         یعنی وقتی بازنشسته مالی شدید، به تفریح تان خواهید رسید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۵:۲۰
عیسی محمدی

این هم مقاله اخیرم برای مجله موفقیت. امید که به کارتان بیاید.

***

چند تغییر نگاه جالبی که می تواند پیشرفت شما را، سریع تر کند 

1

اگر همین طور زل بزنم توی چشمان شما و بگویم که چیزی به اسم موفقیت وجود ندارد، چه خواهید کرد؟ این چیزی که ماها موفقیت می دانیم، محصول مقایسه دستاوردها و نتایج به دست آمده توسط دیگران با دستاوردها و نتایج به دست آمده میانگین جامعه است. مثلاً میانگین حقوق جامعه، بین یک میلیون تا دو میلیون تومان است، و میانگین موفقیت مالی این است که طرف بعد از ده سال، خانه ای بخرد و چند تا سفر خوب برود و در نهایت بتواند خانواده اش را اداره کند. ماشینی هم البته دارد که با آن تردد می کند. اگر کسی مثلاً پنج میلیون درآمد ماهانه کسب کند و خانه ای خوب در یک منطقه مناسب و ماشینی شصت، هفتاد میلیونی داشته باشد، طبیعی است که مردم او را از نظر مالی موفق بدانند.

 

2

مسأله بعدی اینجاست که بسیاری از افراد موفق، اساساً خودشان را موفق نمی دانند. همین الان با افراد موفق دور و برتان صحبت کنید و بپرسید که خودشان را موفق می دانند یا نه. اکثریت آنها پاسخ منفی خواهند داد. حتی بخشی از آنها، نسبت به استانداردها و اهدافی که مدنظر داشته اند، خودشان را بسیار عقب مانده می دانند. این اتفاقات در حالی می افتد که آنها از نگاه دیگران، چهره هایی موفق هستند. اساساً شغل اول همه افراد موفق، رضایت نداشتن است؛ به چه چیزی؟ به وضعیت موجود. در نتیجه، این رضایت نداشتن باعث می شود تلاش بیشتری کنند برای رسیدن به وضعیت آرمانی شان. اگر جز این بود که با موفقیت های اولی و دومی و سومی، می نشستند سرجایشان و می گفتند که کافی است. می بینید چه تضاد جالبی است؟ انسان های موفق، از نگاه دیگران موفق اند؛ اما از نگاه خود نه. اساساً موفقیت چیست؟ وجود خارجی دارد؟ دقیقاً چه شکلی است؟ راستش را بخواهید، به نظر من که موفقیت، وجود خارجی ندارد؛ صرفاً محصول و اشانتیون و جایزه ای است جنبی و حاشیه ای برای ویزگی ها و خصوصیت های دیگر ما؛ به همین سادگی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۴ ، ۰۸:۵۱
عیسی محمدی

قسمت شد و برای سایت 12ceo.ir توانستم مطلبی بنویسم. با چه موضوعی؟ درباره سامورایی ها. کتاب مرام سامورایی؛ هاگاکوره از نشر چشمه را، دارم و بسیار می خوانم. به قول مترجم توانمندش، کتابی است در باب اراده نیک.

شخصاً از گفته های این جماعت در این کتاب بسیار استفاده برده ام. این متن بلند را هم برای این سایت نوشته ام تا نکاتی آموزنده از این کتاب را، درباره اراده گوشزد کرده باشم. اگر دوست داشتید، سری بزنید و آن را بخوانید. خود من که موقع نوشتنش، خیلی لذت بردم؛ امید که اراده هایی والا و نیک داشته باشید.

برای خواندن این مقاله، می توانید به اینجا بروید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۶:۳۰
عیسی محمدی

در یکی از کتاب هایی که به بحث اهمالکاری می پرداخت، خوانده بودم که فرد، منطقاً و شخصاً، وقتی که تنبلی و اهمالکاری می کند، باید بپذیرد که دارد اهمالکاری می کند. اگر نپذیرد، یعنی که خودش همراه است با این تنبلی، همراه است با این اهمالکاری. وقتی هم که خودش همراه است، یعنی که دیگر هیچ وقت، حرکتی برای رفع آن انجام نخواهد بود.

دوست دارید هر روز صبح زود بیدار شوید و مثل من نمی توانید؟ البته ای کاش که بتوانید. ولی اگر دیر بیدار شدید، نگویید که گور بابای دنیا و کار و ...، از این دیر بیدار شدن تان شرمنده و عصبانی و پشیمان باشید. از نظر روانی، سعی کنید که با اهمالکاری در یک جبهه قرار نگیرید؛ وگرنه دخل تان آمده است.

نفس شما، یا قسمت منفی درون شما، نباید از دست شما آسایش داشته باشد. اگر دیر بیدار شدید یا اهمالکاری کردید، سعی کنید با منطق، او را مغلوب و منکوب کنید، سرزنشش کنید. نگذارید نفس راحت بکشد. نفس شما، یا قسمت منفی شما، بعد از مدت ها که تحت فشار قرار گرفت، بالاخره به غیرتش بر می خورد و کاری می کند.

در قسمتی از حدیثی از امام رضا علیه السلام، آمده است که: «... هر کس از کاری راضی باشد مثل کسی است که آن را انجام داده و اگر کسی در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب از این قتل راضی باشد، نزد خدا با قاتل شریک خواهد بود....»

راضی به تنبلی و اهمالکاری نشوید؛ حتی اگر ناخواسته انجامش می دهید.

نتیجه این بحث چنین باشد که:

-          از تنبلی خودتان به شدت ناراحت و عصبانی باشید.

-          با منطق، به خودتان ثابت کنید که اشتباه از خودتان است که تنبلی می کنید.

-          از تنبلی و اهمالکاری دیگران ناراحت و عصبانی باشید.

-          از عدم تنبلی و پشتکار داشتن دیگران بسیار خوشحال و خشنود باشید.

-          از پشتکار داشتن های گاه و بیگاه خودتان هم بسیار خرسند باشید.

یادتان باشد که هر کسی، از انجام شدن کاری راضی باشد، مانند آن است که در آن شریک بوده است و دیر و زود، بالاخره مستقیماً خودش هم آن کار را انجام خواهد داد.  

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۳۸
عیسی محمدی

امروز در حدیثی از حضرت امیر علیه السلام، آموختم که آدمی، در روزگار خوشی و داشتن و نعمت و صفا، باید با همان شدتی کار کند که در دوره سختی و وحشت و تردید و ترس و ... کار می کند.

این دقیقاً یعنی چه؟ یعنی ریتم کاری شما در همه احوالات، باید یکسان باشد.

متأسفانه بیشتر مردم، در روزگار سختی و مشقت و وحشت، به شدت کار می کنند؛ اما وقتی که به دوره راحتی و آسانی و خوشی و ... می رسند، همه چیز را رها می کنند و به دام ولخرجی و کم کاری و ...  می افتند.

همیشه فکر کنید که روزگار ترس و وحشت است؛ به قول این امروزی ها، همیشه فکر کنید که روزگار بحران است. جوری برنامه ریزی کنید که انگار بحرانی سخت در پیش رو دارید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۴ ، ۱۱:۳۹
عیسی محمدی

امروز داشتم کتاب روانشناسی کاربردی؛ اثربخشی فردی و سازمانی از پروفسور اندرو.جی. دوبرین را می خواندم. بخش مربوط به بهره وری آن را برای خودم نکته برداری کردم. گفتم شاید به درد شما خوانندگان و مدیران و کارمندان عزیز هم بخورد.

 

 

1.      افرادی که عادت های کاری مناسبی دارند و زمان را به خوبی مدیریت می کنند، در واقع یک عامل استرس زای بالقوه مهم به نام احساس غیرقابل کنترل بودن کار را از بین می برند.

2.      افرادی که در کارشان منظم هستند، نسبت به افراد نامنظم، موفقیت شغلی بیشتری به دست می آورند.

3.      داشتن عادت های کاری مناسب، به شما اجازه می دهد تا زمان بیشتری را صرف زندگی شخصی کنید.

4.      زمانی که شما دغدغه وظایف کاری ناتمام را نداشته باشید، زندگی شخصی برایتان لذتبخش تر خواهد بود.

5.      کارایی، یعنی انجام کار در کوتاه ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه، ولی با شرط حفظ کیفیت. ثمربخشی یعنی به اهداف تعیین شده برسید. معمولا ثمربخشی، نتیجه و کانالیزه شده کارایی است.

6.      اطلاعات لازم جهت تبدیل شدن به فردی مولد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۴ ، ۱۳:۰۳
عیسی محمدی

و اما امروز، یاد گرفتم که همه موفقیت، رسیدن به یک نتیجه خوب نیست. اگر قرار بود فقط نتایج خوب در زندگی مطرح باشند، آن وقت کل زندگی ما، می شد هفت هشت ده تا نتیجه خوب که در این صورت، باعث می شدند رخوت و کسالت عظیمی بر عمر ما، حاکم شود.

امروز از قول راکی مارسیانو، بزرگترین بوکسور تاریخ که هیچ وقت شکست نخورد و فیلم راکی را از روی زندگی او ساخته اند، آموختم که در یک مسابقه بوکس، شاید پانصد ضربه مشت زده شود؛ اما فقط یکی از این ضربه ها، یک ضربه شاهکار و دقیق است و کار طرف را تمام می کند. اما آیا این، به معنای بی فایده بودن 499 ضربه دیگر است؟ هرگز، هرگز، هرگز. اتفاقاً موفقیت، در این است که شجاعت زدن آن 499 ضربه دیگری را که می شود گفت همه شان قرین ناامیدی و شکست هستند و نتیجه ای ندارند، داشته باشیم.

در واقع امروز آموختم که حرکت برای موفقیت، مقدس تر از خود موفقیت است. آموختم که تلاش های هزاران باره ای که هر روز و هر هفته و هر ماه انجام می دهیم و کسی نمی بیند و به چشم خودمان هم نمی آید، تقریباً مهمتر از نتیجه نهایی بزرگی است که به دست می آوریم.

امروز آموختم که همیشه باید هدفی داشت و در راه رسیدن به این هدف، قدم زد و با گام های استوار، به پیش رفت و از این پیشروی، نهایت لذت را برد؛ در این صورت ناخودآگاه، به موفقیت هم خواهیم رسید.  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۴ ، ۱۷:۱۴
عیسی محمدی

چند روز پیش، داشتم مقاله ای می خواندم از یکی از علمای صاحب سبک و صاحب فکر. درباره تلاش برای رسیدن به خدا. جالب اینجا بود که او پنج مدل تلاش کردن را ذکر کرده بود؛ اما فقط یک مدلش عبادی بود.

چهار مدل دیگرش، فرهنگی و علمی، تولیدی، توزیعی و خدماتی بود. یعنی که بیشترین تلاش ما برای رسیدن به خدا، از مجرای تلاش هایی با ظاهر اقتصادی می گذرد. حالا لینک و خلاصه این مقاله را اینجا نمی گذارم؛ چون قصد دارم درباره اش بیشتر بخوانم و یک مقاله کاملتر از آن در بیاورم.

یکی از بخش های مقاله که مرا تکان داد، ذکر کلامی از نهج البلاغه بود که این عالم دینی، با زبان خودش چنین آورده بود: کسی که آب و خاک دارد، اگر کارش گیر باشد، خدا او را لعنت می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۸:۳۳
عیسی محمدی

وقتی که آهن در مجاورت آهن ربا قرار می گیرد، بعد از مدتی خودش هم می شود یک پا آهن ربا؛ جذب می کند، خاصیت پیدا می کند، ذاتش یک جورهایی عوض می شود.

 

وقتی هم که مثبت اندیشی در جامعه ما، همراه با ساده لوحی و ساده اندیشی و همسایه با انسان هایی سطحی و ... نشان داده شده یا اتفاق افتاده باشد، طبیعی است که ماجرای آهن و آهن ربا اتفاق بیفتد.

 

متأسفانه طی سال هایی، بیشتر این آدم های متوسط و قشرهای متوسط بوده اند که به سمت و سوی مثبت اندیشی گرایش پیدا کردند. چرا؟ لابد برای تسلای خاطر شریف شان. نتیجه چه بوده؟ انسان های فرودست و فرادست جامعه، از مفاهیم مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت، خوششان نیامده؛ چرا که همه اش این مباحث را در مجاورت انسان های ساده و خوش و خرم می دیده اند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۴ ، ۱۸:۲۹
عیسی محمدی

امروز مصاحبه یک آقای وکیل و نماینده مجلس را، با جایی می خواندم. موضوعش هم زمین خواری بود.


می گفت ما مشکل قانون نداریم، قانون های خوبی درباره مبارزه با زمین خواری داریم. مشکل اینجاست که این قانون ها، خوب اجرا نمی شوند و در اجرای آنها، سهل انگاری صورت می گیرد.


بعد، جمله جالبی گفت: «به نظر من قانون ضعیفی که خوب اجرا شود، بهتر از قانونی قوی است که در اجرایش، سهل انگاری می شود.»


امروز یاد گرفتم که اگر برای رسیدن به موفقیت، یک ایده حتی ضعیف داشته باشیم و درست اجرایش کنیم، بهتر از ایده های فوق العاده ای خواهد بود که اجرایشان را، به امروز و فردا موکول می کنیم؛ تازه موقع اجرا هم، حسابی سهل انگاری می کنیم. به خاطر همین است که آدم هایی معمولی، با ایده هایی معمولی، که درست اجرایشان کرده اند، بسیار موفق تر از انسان هایی روشنفکر و بلندپرواز و حتی بعضاً تحصیلکرده و نخبه به نظر می رسند که ایده هایی فوق العاده دارند، اما هیچ وقت موقع اجرای این ایده ها نمی رسد، تازه هنگام اجرا هم کلی تنبلی می کنند.


امروز یاد گرفتم که این امر، در همه جا درست است: چه در سطح یک کشور، چه در سطح موفقیت های شخصی، چه در سطح... همه جا. امروز یاد گرفتم که برنامه های پیچیده و کامل برای خودم ننویسم؛ بلکه برنامه هایی ساده و معمولی بنویسم، ولی واقعاً اجرایشان کنم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۸
عیسی محمدی